خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





روز دختر مبارک

    پشت صحنه زندگی دخترونه

    دستهایت با اینکه  ظریف و شکننده اند، باید تکیه گاه ناآرامی های مردان زندگی ات باشند، چون خدا قدرتی که در مهر تو گذاشته، معجزه می کند.


    وقتی فهمید تو قراراست به دنیا بیایی، با ذوق و شوق، رفت بازار و دو کاموای صورتی خرید و شروع کرد به بافتن لباس های کودکانه. دکمه هایی به شکل شکوفه های سفید خرید تا با آن ها تزیینش کند.

    مادر بزرگت را می گویم که وقتی متوجه شد، دخترش باردار است و قرار است دختری به دنیا بیاورد، لبخند گوشه لبانش نشست که خدا را شکر، خیالم از بابت تنهایی و روزهای پیری دخترم راحت شد ، او دیگر یک دختر دارد.
    وقتی فهمید قرار است به دنیا بیایی، مقابل آینه ایستاد و خود را پیرتر، با چین و چروک  تصور کرد و تو را در لباس سفید بخت کنار خود نگاه کرد و همان زمان دلش لرزید. تویی که هنوز نیامده ای را روزی باید به دست دیگری بسپارد و خدا خدا کرد آن دیگری کمتر از گل به تو نگوید. پدر را می گویم که از وقتی فهمید به زودی صدایت در خانه می پیچد، یک روز با عروسک به خانه آمد و روز دیگر با گلِ سر، برای تویی که چند ماه بعد بدون حتی یک تار مو به دنیا آمدی.


    این مطلب تا کنون 8 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : فهمید ,وقتی فهمید ,دنیا بیایی، ,
    روز دختر مبارک

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده